الشيخ أبو الفتوح الرازي
44
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
هفتم مىآيم من عند اللَّه . موسى - عليه السّلام - گفت : سبحان من لا يخلو ( 1 ) منه مكان و لا يكون الى مكان اقرب منه الى مكان . جهود گفت : گواهى دهم كه حق آن است كه تو مىگويى ، و تو به جاى پيغمبر اوليترى از ديگران . قرب در حقّ قديم تعالى به اين معنى باشد . قوله : * ( أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ ) * ( 2 ) ، دعاى دعا كننده را اجابت كنم چون مرا بر خواند . اگر چه در ظاهر كلام شرط مصلحت نيست ، امّا قول ( 3 ) در ضمن كلام به مصلحت مشروط باشد ، اگر صلاح دانم تا سؤال سايل را مادّه منقطع شود ، كه ما بسيار كس را مىبينيم كه دعا مىكنند ( 4 ) و اجابت نيست دعاى ايشان را ، گوييم : براى آن كه اين وعده مطلق نيست ، بل مشروط است بانتفاء المفسدة . اگر گويند : چون دعا را اجابت نخواهد بودن ، آيت را چه فايده بود ؟ گوييم : فايده آيت حثّ و تحريض به شرط خود ( 5 ) ، اللَّهمّ افعل [ 230 - ر ] بي كذا و كذا ان كان فيه صلاحي ، و براى اين دعوات ائمّه ( 6 ) - عليهم السّلام - مشروط است به اين شرط : و لا حاجة من حوائج الدّنيا و الاخرة لك فيها رضى ولى ( 7 ) فيها صلاح الَّا قضيتها ، و اگر به لفظ نگويد بايد كه در نيّت بود . اگر گويند : آنچه مصلحت به آن تعلَّق دارد ، لا بدّ خداى تعالى خود آن بكند ، چه فايده باشد در دعا كردن ؟ گوييم از اين دو جواب است : يكى آن كه دعا عبادتى است از جمله عبادات ، من قوله - عليه السّلام : الدعاء عبادة ( 8 ) ، و از جمله آن دعوات قوله تعالى : قالَ ( 9 ) رَبِّ احْكُمْ بِالْحَقِّ ( 10 ) ، بار خدايا حكم به حق كن ، و اگر ما گوييم و اگر نه ، خداى تعالى حكم جز به حق نكند ، و لكن ما را اين گفتن عبادت است و ما به اين
--> ( 1 ) . مج ، وز ، دب ، آج ، لب : يخلوا . ( 2 ) . اساس : دعانى ، با توجّه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : به هر حال . ( 4 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : مىكند . ( 5 ) . دب يعنى . ( 6 ) . مر معصومين . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها بجز دب : و لنا ( 8 ) . دب : الذعاء هو العبادة . ( 9 ) . اساس و ديگر نسخه بدلها : قل ، با توجّه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد . ( 10 ) . سورهء انبياء ( 21 ) آيهء 112 .